پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴۶

مرحبا ای سحاب درافشان

ای زتو آب در در عمان

مردگان از تو زنده همچو مسیح

جسم پوسیده از تو یافت روان

کوری موش سیرتان بخیل

برف چون آرد ریزی از انبان

گواز انبار رایگان برجو

آنکه میجست که زکاهکشان

محتکر نرخ گندمت بدوجو

نان عطا کرد ایزد منان

آب سرچشمه های خوشیده

بنگری صحبدم چو اشگ روان

دود آه ارامل و اتیام

از زمین شد بر آسمان چو دخان

از نهیق طیور و بانگ دواب

وز فغان و خروش پیر و جوان

موج زد بحر رحمت ایزد

تیره آه که خورد تا به نشان

گرچه مائیم مستحق عذاب

بسکه روز و شبیم در عصیان

باز از عفو کردگار رحیم

کرد در حق عاصیان احسان

شد زفیض وجود حجت حق

این عنایت زداور سبحان

کار فرمای آسمان و زمین

صاحب عصر و حکمران زمان

آخرین نایب نبی مهدی

که زعدلش جهان بمهد امان

مژده آشفته کز عنایت او

هم غم نان برفت و هم غم جان

گفتی این درد بی دواست طبیب

لاجرم یافت از علی درمان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴۸ماه ذیعقده است ای ساقی قعود از جنگ کن
  2. شمارهٔ ۹۴۹ساقیا مخوری از می خیز و جامی نوش کن
  3. شمارهٔ ۹۵۰مطرب از راستی نوا سر کن
  4. شمارهٔ ۹۵۱رحمی ای عشق بیا بر سر سودائی من
  5. شمارهٔ ۹۵۲افتاده سرشکم زپی نرگس جادو
  6. شمارهٔ ۹۵۳دریغ از گردش دوران و دور بی‌ثبات او
  7. شمارهٔ ۹۵۴ما دردمند عشقیم عطار که دوا کو
  8. شمارهٔ ۹۵۵تا که بکام مدعی شد لب جانفزای تو
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.