پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۵۴

ما دردمند عشقیم عطار که دوا کو

گمگشتگان راهیم آنخضر ره نما کو

ای کعبه با خرابات داری اگر چه دعوی

کو آن مقام امن و در مروه ات صفا کو

عهد مرا نپائی بر غیر آختی تیغ

گیرم وفا نداری ای نازنین جفا کو

نبود اثر زلیلی ناید صدای مجنون

گر غافله گذشته پس ناله درا کو

گفتم حدیث هجرش پرسم زمردم چشم

آمد بموج اشکم هنگام ماجرا کو

عاشق بباخت جان و دارد رقیب دعوی

آن صدق را جزا چیست و آن کذب را سزا کو

چشمش بزلف میگفت تو نافه من غزالم

با این اثر که در ماست آهو کجا ختا کو

آب و هوای شیراز گفتند عیش خیز است

عیش و طرب کجا رفت آن آب و آن هوا کو

خاک سرای حیدر مفتاح مشکلات است

مشکل شده است کارم آشفته آنسرا کو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵۶ای نوسفر که سوختم اندر هوای تو
  2. شمارهٔ ۹۵۷تا نکنم به پیش کس شکوه ز تند خوی او
  3. شمارهٔ ۹۵۸گرنه زشکر و نمک آمیخت کام تو
  4. شمارهٔ ۹۵۹کمانی سخت تر نبود زابرو
  5. شمارهٔ ۹۶۰ای یار سفر کرده نیاید خبر از تو
  6. شمارهٔ ۹۶۱حذر کن ای دل از آن چشم و ابرو
  7. شمارهٔ ۹۶۲ملک دل و جان گرفت عشق جهانگیر او
  8. شمارهٔ ۹۶۳آنچه به بغداد کرد تیغ هلاکو
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.