پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۵۹

کمانی سخت تر نبود زابرو

مگرد ای دل پی پیکان زهر مو

ززلفش دل نگیری بهر کعبه

نتابی ره سوی خورشید از ابرو

که خورشید است کاو دارد نه صورت

که کعبه است آنکه او دارد نه گیسو

کبوتروار دل آمد به پرواز

که بر خورشید او پر زد پرستو

فریب او مخور پنجه میفکن

که سیمین ساعد است و سخت بازو

همانا در تمام مصر جان نیست

که با زر گشت یوسف هم ترازو

بخاک کوی تو یارب چه بو بود

که آنجا ناف میمالند آهو

بیارد بوسه ای گر زآن لب لعل

زبحرین مژه ریزیم لؤلو ‏

مجاور زلف و خالت بر جمالند

کز آتش ناگزیر افتاده هندو

غریق عشق را طوفان نباشد

که دارد هفت دریا تا بزانو

سکندروار تیغ ابروانش

مرا دادار صفت بشکافت پهلو

بهشت عارضت را جادوانند

ببابل سحر گر میکرد جادو

ندیده شاهد ما خاص یا عام

چرا غوغای او باشد بهر کو

اگر مهر علی یارب گناهست

ببخش آشفته کش ذنبی است معفو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶۱حذر کن ای دل از آن چشم و ابرو
  2. شمارهٔ ۹۶۲ملک دل و جان گرفت عشق جهانگیر او
  3. شمارهٔ ۹۶۳آنچه به بغداد کرد تیغ هلاکو
  4. شمارهٔ ۹۶۴با مه و آفتاب شد طلعت تو چو روبه‌رو
  5. شمارهٔ ۹۶۵عاشق گریختن نتواند ز بند او
  6. شمارهٔ ۹۶۶شور جنونم میکشد زنجیر کو زنجیر کو
  7. شمارهٔ ۹۶۷بنده پیر خراباتم و پیمانه او
  8. شمارهٔ ۹۶۸بیا که چون خم زلفت مشوشم بی تو
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.