پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴۸

ماه ذیعقده است ای ساقی قعود از جنگ کن

خون مردم بس زخون رز رخی گلرنگ کن

نوبتی زد نوبت عشرت بزن بر طبل چنگ

مطربا ساز طرب کن جنگ اندر چنگ کن

شاهد گلرو بمحفل پرده بگرفت از جمال

بلبل عاشق کجائی نغمه ی آهنگ کن

تابکی شور مخالف راست زن راه حجاز

زنگ غم را پاک کن از زنگوله سارنگ کن

چند سالوس و دورنگی زاهد نیرنگ ساز

خویش را چون میکشان از آب خم یکرنگ کن

همچو گل بر شاخ عشرت خنده زن وقت سحر

تا که گفته در چمن دل را چو غنچه تنگ کن

مانی نوروز گیتی رشک انگلیون نمود

خامه سحرآمیز دار و صفحه را ارژنگ کن

تاز در دشت سخن اسب مدیح مرتضی

ادهم مدحت سرایان جهان را لنگ کن

گر کشد از چنبر حکمت فلک آهسته سر

دست حق داری سر خصمت بدار آونگ کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵۰مطرب از راستی نوا سر کن
  2. شمارهٔ ۹۵۱رحمی ای عشق بیا بر سر سودائی من
  3. شمارهٔ ۹۵۲افتاده سرشکم زپی نرگس جادو
  4. شمارهٔ ۹۵۳دریغ از گردش دوران و دور بی‌ثبات او
  5. شمارهٔ ۹۵۴ما دردمند عشقیم عطار که دوا کو
  6. شمارهٔ ۹۵۵تا که بکام مدعی شد لب جانفزای تو
  7. شمارهٔ ۹۵۶ای نوسفر که سوختم اندر هوای تو
  8. شمارهٔ ۹۵۷تا نکنم به پیش کس شکوه ز تند خوی او
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.