پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴۱

ماند به زیر بار ناز این دل نو نیاز من

باز کرشمه می‌کند دلبر عشوه‌ساز من

ناز تو کی خرد کسی جز دل مستمند من

عاشق یکدیگر بود ناز تو و نیاز من

رنگ رود زبرگ گل سرو فتد زسرکشی

گر بچمن چمان شود گلبن سرفراز من

کاش که پرده برکشد آن مه خرگهی زرخ

تا بسحر بدل شود تیره شب دراز من

خون شوی ایدل از چه رو میکشیم تو کو بکو

چند تو فاش میکنی طفل سرشک راز من

بیهده عنکبوت شد مضطرب شکار خود

صید مگس نمیکند هرگز شاهباز من

مهر علیست در دل و مدح علیست بر زبان

بر دگران از آن بود آشفته امتیاز من

غیر تو نگروم بکس غیر تو ننگرم بکس

دوخته ناوک نظر هر سو چشم باز من

شیخ بکعبه حجار ارچه مفاخرت کند

کعبه من در علی دشت نجف حجاز من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴۳رحمی ای عشق خدا را تو بحیرانی من
  2. شمارهٔ ۹۴۴مهی تابیده از مشکوی مشکین
  3. شمارهٔ ۹۴۵تا کی ای پیر مغان میکده را در بستن
  4. شمارهٔ ۹۴۶مرحبا ای سحاب درافشان
  5. شمارهٔ ۹۴۷تا چند حدیث از جم روجام دمادم زن
  6. شمارهٔ ۹۴۸ماه ذیعقده است ای ساقی قعود از جنگ کن
  7. شمارهٔ ۹۴۹ساقیا مخوری از می خیز و جامی نوش کن
  8. شمارهٔ ۹۵۰مطرب از راستی نوا سر کن
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.