پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴۲

مدد ای عشق که از عقل در آزارم من

رحمتی کن برهانم که گرفتارم من

خیز اقبال کن ای ساقی مستان با جام

که زهشیاری از این دور در ادبارم من

منکه با کفر سر زلف تو بستم پیمان

کافر عهدم و شایسته زنارم من

کوکب دیگرم از برج دگر طالع کن

که بس آزرده از این ثابت و سیارم من

ساغری از خم میخانه وحدت بمن آر

که بدرد سر از این باده خمارم من

غیر عناب می آلود تواش نیست علاج

دل که گفت از نگه مست تو بیمارم من

غمزه و خال و خط و زلف و مژه کرده هجوم

وه که با لشکر کفار بپیکارم من

گفتمش لعل تو ضحاک و دو زلفت ماران

خنده زد گفت که زآن مار در آزارم من

دور نو کن زکرم ساقی و مشگل بگشا

که گره بر دل از این گنبد دوارم من

آیت برد و سلامی بمن ای روح بیار

که زنمرود زمان دایم در نارم من

چاره ای دست خدا بهر خدا در کارم

زانکه در چاره خود عاجز و ناچارم من

بقضا و بقدر قادری ای شه مددی

آخر آشفته ام و واقف از اسرارم من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴۴مهی تابیده از مشکوی مشکین
  2. شمارهٔ ۹۴۵تا کی ای پیر مغان میکده را در بستن
  3. شمارهٔ ۹۴۶مرحبا ای سحاب درافشان
  4. شمارهٔ ۹۴۷تا چند حدیث از جم روجام دمادم زن
  5. شمارهٔ ۹۴۸ماه ذیعقده است ای ساقی قعود از جنگ کن
  6. شمارهٔ ۹۴۹ساقیا مخوری از می خیز و جامی نوش کن
  7. شمارهٔ ۹۵۰مطرب از راستی نوا سر کن
  8. شمارهٔ ۹۵۱رحمی ای عشق بیا بر سر سودائی من
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.