پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۳۷

ساقی بجان جم میم اندر پیاله کن

بادام و قندم از لب و چشمت حواله کن

در آب بسته آتش سیاله کن روان

مرغولهای عنبر بر برگ گل کلاله کن

ای ماه چهارده زدوساله شراب ناب

تدبیر کار مرده هفتاد ساله کن

صوفی صفت برقص درآی و بچم چو سرو

از صوت زیر و بم بنواگاه ناله کن

آشفته نوعروس مدیح علی تو راست

باغ بهشت را بدو بیتی قباله کن

گلنار می بکش که گلت بشکفد زگل

محفل زرنگ و بو چمنی پرزلاله کن

یک نکته بیش نیست حکیما حدیث عشق

تفسیر خواهیش تو به چندین رساله کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳۹ای دل سمندر ناشده بر آتش روشن مزن
  2. شمارهٔ ۹۴۰در شب تاریک هجران جز می روشن مزن
  3. شمارهٔ ۹۴۱ماند به زیر بار ناز این دل نو نیاز من
  4. شمارهٔ ۹۴۲مدد ای عشق که از عقل در آزارم من
  5. شمارهٔ ۹۴۳رحمی ای عشق خدا را تو بحیرانی من
  6. شمارهٔ ۹۴۴مهی تابیده از مشکوی مشکین
  7. شمارهٔ ۹۴۵تا کی ای پیر مغان میکده را در بستن
  8. شمارهٔ ۹۴۶مرحبا ای سحاب درافشان
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.