پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۳۱

برق زند به باغ ما ابر به کشت دیگران

نیک بود به فال ما طالع زشت دیگران

تا که مراست خرمنی آتش خانه‌سوز من

بهر خدا تو نگذری هیچ به کشت دیگران

حور فرشته سیرتی آدم حور طینتی

زآب و گل است از ازل جمله سرشت دیگران

رشتهٔ طره‌ات بود سبحهٔ ذکر مقبلان

کعبهٔ عاشقان تو هست کنشت دیگران

جنت ما وصال تو دوزخ ما فراق تو

گر به قیامت اوفتد نار و بهشت دیگران

آشفتهٔ خاک در لحد لیک به رشک تا ابد

گرچه شد آستان تو راست ز خشت دیگران

هر چه کتاب خوانده‌ای در حق بوتراب دان

حجت خویش کرده‌ام دست تو دست دیگران

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳۳شبی زشمع رخت بزم ما منور کن
  2. شمارهٔ ۹۳۴کله بست از مشک تر صبح همایون فال من
  3. شمارهٔ ۹۳۵عید است نگارینا سرپنجه نگارین کن
  4. شمارهٔ ۹۳۶بلبل خوش نوا بکش نغمه زصوت خار کن
  5. شمارهٔ ۹۳۷ساقی بجان جم میم اندر پیاله کن
  6. شمارهٔ ۹۳۸نوروز عجم آمده و عید همایون
  7. شمارهٔ ۹۳۹ای دل سمندر ناشده بر آتش روشن مزن
  8. شمارهٔ ۹۴۰در شب تاریک هجران جز می روشن مزن
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.