پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۰۷

گر بظاهر برکنی تو کسوت فقرم زتن

چون کنی کز مهر حیدر بافت تار و پود من

گر طمع در منصب و مالم کنی با جان و سر

در حقیقت کرده اند اندک سبکتر بار من

نه زر ونه زور نه تدبیر و نه خیل و حشم

بر علی مستظهرم این باشد استظهار من

من اثر در خود نمی بینم مؤثر دیگریست

گر تو خواهی محو سازی از جهان آثار من

لاجرم آشفته ام مدحت سرای مرتضی

رحم کن بر جان خود بگذر تو از آزار من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰۹ای حرف سر زلف تو سودای حریفان
  2. شمارهٔ ۹۱۰حدیث عشق از مستان شنو ای دل نه هوشیاران
  3. شمارهٔ ۹۱۱خبر زمصر که دارد بشیر کیست عزیزان
  4. شمارهٔ ۹۱۲تا چند چو گوئی تو بچوگان نکویان
  5. شمارهٔ ۹۱۳دور از او چشم بد بزم وصالست این
  6. شمارهٔ ۹۱۴گشوده اند در خانه باز خماران
  7. شمارهٔ ۹۱۵دلا به راه سحرگاه شمع روشن کن
  8. شمارهٔ ۹۱۶همایون است امشب بخت و دولت شد قرین من
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.