پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۱۴

گشوده اند در خانه باز خماران

که تا تدارک روزه کنند میخواران

تو شمع خلوت انسی مرو بمحفل عام

بحفظ خویش نپردازی و پرستاران

متاع دین و دل از زلف و چشم او که برد

که راه قافله را بسته اند طراران

بیا چو باد سحرگه که جان بیفشانند

چو شمع صبحگهی در رهت هواداران

دوای این دل مجروح را زبوسه بیار

نهان بود بلبت چون شفای بیماران

حدیث عشق زآشفته بشنود بلبل

اگر چه دعوی بیهوده کرده بسیاران

اگر دلی بودت وقف کن بمهر علی

مباد آنکه دهی دل بخیل دلداران

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۱۶همایون است امشب بخت و دولت شد قرین من
  2. شمارهٔ ۹۱۷پا بر سر خم نهاده مستان
  3. شمارهٔ ۹۱۸نیش غم تو نوش جان حنظل عشق قند من
  4. شمارهٔ ۹۱۹ساقیا من که خرابم ز نو آبادم کن
  5. شمارهٔ ۹۲۰رفته بباغ و و بوستان دسته بدسته دوستان
  6. شمارهٔ ۹۲۱پیران ز چاره عاجز در کار این جوانان
  7. شمارهٔ ۹۲۲فخرت ای جم بجز از جام چه خواهد بودن
  8. شمارهٔ ۹۲۳خیز یک ساغر شراب بزن
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.