پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲۳

خیز یک ساغر شراب بزن

وز شط می بر آتش آب بزن

این حجابات تن بسوزانی

یکدو پیمانه بی حجاب بزن

خاک میخانه است آب خضر

پشت پائی بر این سراب بزن

باز شد میکده که گفتت باز

تا در خلد هشت باب بزن

کشتی خود بران بورطه می

خیمه بر فرق نه حباب بزن

بنشان از دل آتش سودا

بر رخ از خوی نم گلاب بزن

چشم اگر خفته غمزه بیدار است

بفسونی تو راه خواب بزن

چهره ات حسن راست دیباچه

از خطش خط انتخاب بزن

آفتاب قدح بگردش آر

خط بطلان بر آفتاب بزن

محتسب هوشیار اگر دیدی

آن زمان دم زاحتساب بزن

هر دو عالم زجام ما مستند

تو هم از این شراب ناب بزن

همچو آشفته مست و سرخوش شو

بوسه بر خاک بوتراب بزن

گر حسابت کند محاسب حشر

پای بر دفتر حساب بزن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲۵گوش بر افسانه اغیار سنگین‌دل مکن
  2. شمارهٔ ۹۲۶دری بود نصیحت جانا به گوش کن
  3. شمارهٔ ۹۲۷ای خسروانِ صورت رحمی به این گدایان
  4. شمارهٔ ۹۲۸به آن امید که مطلب بر او شود روشن
  5. شمارهٔ ۹۲۹ساقی شراب مجلسیان در پیاله کن
  6. شمارهٔ ۹۳۰شاهی طلبی خود بدر عشق گدا کن
  7. شمارهٔ ۹۳۱برق زند به باغ ما ابر به کشت دیگران
  8. شمارهٔ ۹۳۲نه همین مهر تو آمیخت به آب و گل من
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.