پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲۹

ساقی شراب مجلسیان در پیاله کن

ما را به لعل باده فروشت حواله کن

گه زسر باده پرستی اگر نه ای

لبریز شد چو جام نظر در پیاله کن

خورشید می بماه قدح ریز و فیض بخش

خوان جهان زپرتو او پر نواله کن

آفتاب چهره خوی افشان بصحن باغ

دامن پر از ستاره چمن پر زلاله کن

این عمر رفته را بدل از جام باده گیر

چل ساله دفع غم زشراب دوساله کن

راز کمند عشق کند عقل سرکشی

زنجیریش زطره مشکین کلاله کن

مطرب بزن به پرده قانون نوای راست

از شور عشق گوش فلک پر زناله کن

مدح علی بگوی مغنی بصوت خوش

باغ بهشت را بدو بیتی قباله کن

آشفته گر کسی زتو پرسد نشان او

تعبیر نام دوست به لفظ جلاله کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳۱برق زند به باغ ما ابر به کشت دیگران
  2. شمارهٔ ۹۳۲نه همین مهر تو آمیخت به آب و گل من
  3. شمارهٔ ۹۳۳شبی زشمع رخت بزم ما منور کن
  4. شمارهٔ ۹۳۴کله بست از مشک تر صبح همایون فال من
  5. شمارهٔ ۹۳۵عید است نگارینا سرپنجه نگارین کن
  6. شمارهٔ ۹۳۶بلبل خوش نوا بکش نغمه زصوت خار کن
  7. شمارهٔ ۹۳۷ساقی بجان جم میم اندر پیاله کن
  8. شمارهٔ ۹۳۸نوروز عجم آمده و عید همایون
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.