پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲۶

دری بود نصیحت جانا به گوش کن

بشنو نوای نای و می ناب نوش کن

این پنبه در دهان صراحی‌ست تا به چند

خیز و برون تو پنبهٔ غفلت ز گوش کن

هشیار را به منزل دلدار راه نیست

از جام عشق باده کش و ترک هوش کن

می‌نوشد ار نگار و به خونت کند نگار

جان دستمزد گوش حقیقت‌نیوش کن

دوشم سروش غیب ز کعبه به دیر خواند

بگشای چشم و گوش به بانگ سروش کن

خود را به بحر می‌زن و برگیر آب از آن

چون ابر نوبهار به بستان خروش کن

از خُم برآر بادهٔ صاف و به جام کن

وآنگه صفا طلب ز من درد نوش کن

خوردی فریب سیم و زر غیر را بتا

ورنه که گفت ترک من ژنده‌پوش کن

آشفته بسته‌اند به قتلت کمر جهان

خواهی اگر مدد طلب از می‌فروش کن

نام علی بیار مبر نام دیگران

از ذکر غیر حق تو زبان را خموش کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲۸به آن امید که مطلب بر او شود روشن
  2. شمارهٔ ۹۲۹ساقی شراب مجلسیان در پیاله کن
  3. شمارهٔ ۹۳۰شاهی طلبی خود بدر عشق گدا کن
  4. شمارهٔ ۹۳۱برق زند به باغ ما ابر به کشت دیگران
  5. شمارهٔ ۹۳۲نه همین مهر تو آمیخت به آب و گل من
  6. شمارهٔ ۹۳۳شبی زشمع رخت بزم ما منور کن
  7. شمارهٔ ۹۳۴کله بست از مشک تر صبح همایون فال من
  8. شمارهٔ ۹۳۵عید است نگارینا سرپنجه نگارین کن
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.