پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲۵

گوش بر افسانه اغیار سنگین‌دل مکن

کار را بر خویش و بر ما ای صنم مشکل مکن

ما رضای دوست را بر خود مقدم داشتیم

بی‌سبب در حق ما اندیشه باطل مکن

ما ز تو یک لحظه‌ای آرام جان غافل نه‌ایم

این تغافل را بِهِل خود را ز ما غافل مکن

جاهلند اهل هوس در علم و عشق و عاشقی

گوش جز بر قول رند عالم کامل مکن

نیست در عهد جوانان و نظربازان ثبات

ای پسر جز خدمت پیران صاحبدل مکن

چون به بحرت گوهر مقصود می‌افتد به کف

با وجود در دگر اندیشه ساحل مکن

نقش رویت ای صنم در کعبه دل جا گرفت

زآب بی‌مهری ز دل این نقش را زایل مکن

نیست جاهل در میان ما و جانان غیر جان

گر دهد جانانه بارت بیم از جاهل مکن

حاصل کون و مکان آشفته مهر مرتضی است

عمر خود را صرف هر سودای بی‌حاصل مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲۷ای خسروانِ صورت رحمی به این گدایان
  2. شمارهٔ ۹۲۸به آن امید که مطلب بر او شود روشن
  3. شمارهٔ ۹۲۹ساقی شراب مجلسیان در پیاله کن
  4. شمارهٔ ۹۳۰شاهی طلبی خود بدر عشق گدا کن
  5. شمارهٔ ۹۳۱برق زند به باغ ما ابر به کشت دیگران
  6. شمارهٔ ۹۳۲نه همین مهر تو آمیخت به آب و گل من
  7. شمارهٔ ۹۳۳شبی زشمع رخت بزم ما منور کن
  8. شمارهٔ ۹۳۴کله بست از مشک تر صبح همایون فال من
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.