پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲۴

شبها ببزم غیر توئی شمع انجمن

چون شام کور میگذرد هر شبی بمن

پروانه ای که گرد سرت پر زند منم

در محفلی که روی تو شد شمع انجمن

بازآی چون نسیم سحرگه ببوستان

تا غنچه همچو گل بدرد بر تو پیرهن

هر دل که شد بشام غریبان زلف تو

تا صبح روز حشر ندارد غم وطن

آنرا که سرو و گل بنظر جلوه میکند

هرگز ندیده سرو گلندام سیمتن

عیسی صفت بمقبره کشتگان بیا

کز شوق تو کنند قبا بر بدن کفن

از آب چشم و آه من ای شوخ الحذر

کاین برق خانه سوز است آن سیل خانه کن

زآن دام زلف و دانه خالت که بر لبست

یوسف هزار افکنی اندر چه ذقن

هر کس که گفت مشگ بود از ختا کجاست

نیکو ندیده نافه آنزلف پرشکن

پرچین کند چو حلقه آنزلف مشکبوی

در هر شکن اسیر کند آهوی ختن

آشفته از خودی بگذر تا رسی بدوست

کاندر حریم عشق نگنجیده ما و من

آن خاک عرش فرش سر کوی مرتضی

آن شهسوار عرصه امکان ابوالحسن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲۶دری بود نصیحت جانا به گوش کن
  2. شمارهٔ ۹۲۷ای خسروانِ صورت رحمی به این گدایان
  3. شمارهٔ ۹۲۸به آن امید که مطلب بر او شود روشن
  4. شمارهٔ ۹۲۹ساقی شراب مجلسیان در پیاله کن
  5. شمارهٔ ۹۳۰شاهی طلبی خود بدر عشق گدا کن
  6. شمارهٔ ۹۳۱برق زند به باغ ما ابر به کشت دیگران
  7. شمارهٔ ۹۳۲نه همین مهر تو آمیخت به آب و گل من
  8. شمارهٔ ۹۳۳شبی زشمع رخت بزم ما منور کن
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.