پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲۲

فخرت ای جم بجز از جام چه خواهد بودن

ور ندانی که سرانجام چه خواهد بودن

گر در ایام جوانی نکنی عیش مدام

پس تو را حاصل ایام چه خواهد بودن

دیدم آن دانه خال تو و دام خم زلف

غیر دل صید تو در دام چه خواهد بودن

ای خوشا خلوت انس می و معشوق و سماع

عیش در انجمن عام چه خواهد بودن

دید میخواره چو عکس رخ ساقی در جام

گفت مستانه که فرجام چه خواهد بودن

غم ناکامی ایام مخور باده بیار

گر برآید زجهان کام چه خواهد بودن

عاشقان را نبود نام بجز ننگ بگو

ننگ آشفته بجز نام چه خواهد بودن

نبری نام علی زاهد خود بین بنماز

پس بگو آیه اسلام چه خواهد بودن

گر بهنگام غزل مدح نگوئی زامیر

سخن و حرف بهنگام چه خواهد بودن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲۴شبها ببزم غیر توئی شمع انجمن
  2. شمارهٔ ۹۲۵گوش بر افسانه اغیار سنگین‌دل مکن
  3. شمارهٔ ۹۲۶دری بود نصیحت جانا به گوش کن
  4. شمارهٔ ۹۲۷ای خسروانِ صورت رحمی به این گدایان
  5. شمارهٔ ۹۲۸به آن امید که مطلب بر او شود روشن
  6. شمارهٔ ۹۲۹ساقی شراب مجلسیان در پیاله کن
  7. شمارهٔ ۹۳۰شاهی طلبی خود بدر عشق گدا کن
  8. شمارهٔ ۹۳۱برق زند به باغ ما ابر به کشت دیگران
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.