پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۱۸

نیش غم تو نوش جان حنظل عشق قند من

میل خوشی نمیکند خاطر دردمند من

خط چو نبات خضر شد بر لب نوشخند تو

وه که بمصر میرود تحفه نبات و قند من

زلف تو هر طرف کشان دل بقفای او دوان

منکه بخود نمیروم گو نکشد کمند من

گر ببری رگم زپی بند به بند همچو نی

قصه عشق بشنوی باز زبند بند من

بر دل چاک چاک من خنده زنی و بگذری

زآن نمکین دهان کنی چند تو ریشخند من

دید بخویش مست شد عاشق خودپرست شد

دید در آینه چو خود آن بت خودپسند من

کعبه زدوری رهت نیست مرا غمی که شد

خاک در تو پرنیان خار رهت پرند من

تاخت سمند فکرتم در هم عمرت از قفا

لیک بگرد توسنت ره نبرد سمند من

نیست قیاس و وهم را راه بآستان تو

پاکتر است دامنت از چه و چون و چند من

مرهم اگر نمی نهی زآن لب نوش بر دلم

کیست که مرهم آورد بر دل مستمند من

مدحت مرتضی بگو مرهم دل از او بجو

چون دم عیسوی شمر گفته سودمند من

منکه جنون عشق را آشفته سر نهاده ام

گو ندهند عاقلان بهر خدای پند من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲۰رفته بباغ و و بوستان دسته بدسته دوستان
  2. شمارهٔ ۹۲۱پیران ز چاره عاجز در کار این جوانان
  3. شمارهٔ ۹۲۲فخرت ای جم بجز از جام چه خواهد بودن
  4. شمارهٔ ۹۲۳خیز یک ساغر شراب بزن
  5. شمارهٔ ۹۲۴شبها ببزم غیر توئی شمع انجمن
  6. شمارهٔ ۹۲۵گوش بر افسانه اغیار سنگین‌دل مکن
  7. شمارهٔ ۹۲۶دری بود نصیحت جانا به گوش کن
  8. شمارهٔ ۹۲۷ای خسروانِ صورت رحمی به این گدایان
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.