پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲۰

رفته بباغ و و بوستان دسته بدسته دوستان

تا زجمال دوستان ساخته باغ و بوستان

دسته گل نبسته ام شاخ سمن نچیده ام

تحفه چه آورم بگو لایق بزم دوستان

بلبل اگر که عاشقی بوی گلت کفایت است

برد زبوی پیرهن باد بمصر ارمغان

ناله من دهد خبر پیش زآمدن تو را

بانگ جرس بلی رسد پیش زپیش کاروان

گریه فزود ژاله ام داغ نمود لاله ام

کز دل و دیده عاشقان این دو همی دهد نشان

نشئه مجو زباده ای کز پی اوست دردسر

طوف من بگلشنی کز عقبش رسد خزان

صیرفی ار بصیر شد زر بمحک نمیزند

دوست اگر شناختی نیست سزای امتحان

تا نخلد بپای گل خار بحکمت و عمل

باد بباغ میبرد باز بساط پرنیان

من بهوای دلستان ترک هوا نگفته ام

عاشق دوست کی بود در پی مثل این و آن

خون رقیب ریزی و بسمل طوطیان بخون

از که خلاف سر زده باز بگو در این میان

نازش هر که در جهان هست زجاه و منزلت

آشفته بر در مغان روی بخاک آستان

منصب و مال و عزتم حشمت و جاه و دولتم

نیست بدست وشا کرم بر در درگه مغان

هست پناه ما علی مظهر جلوه جلی

گو بزمین ببارها فتنه هزار آسمان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲۲فخرت ای جم بجز از جام چه خواهد بودن
  2. شمارهٔ ۹۲۳خیز یک ساغر شراب بزن
  3. شمارهٔ ۹۲۴شبها ببزم غیر توئی شمع انجمن
  4. شمارهٔ ۹۲۵گوش بر افسانه اغیار سنگین‌دل مکن
  5. شمارهٔ ۹۲۶دری بود نصیحت جانا به گوش کن
  6. شمارهٔ ۹۲۷ای خسروانِ صورت رحمی به این گدایان
  7. شمارهٔ ۹۲۸به آن امید که مطلب بر او شود روشن
  8. شمارهٔ ۹۲۹ساقی شراب مجلسیان در پیاله کن
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.