پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

۱,۲۵۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۸۴۱ روزگاریست بمیخانه گذاری دارم
  2. شمارهٔ ۸۴۲ عشق چوپان بُوَد و ما همه عالَم گَله‌ایم
  3. شمارهٔ ۸۴۳ همتی ای می‌فروشان تشنه‌کامم تشنه‌کام
  4. شمارهٔ ۸۴۴ به گلزار غم عشق تو من آن مرغ خاموشم
  5. شمارهٔ ۸۴۵ ما گدایان درِ میخانه‌ایم
  6. شمارهٔ ۸۴۶ چندان بکویت ما پا فشردیم
  7. شمارهٔ ۸۴۷ شب وصل است بیا باده به ساغر فکنیم
  8. شمارهٔ ۸۴۸ بتا از غمزه کافر ربودی چون دل و دینم
  9. شمارهٔ ۸۴۹ همرهان همتی که نوسفرم
  10. شمارهٔ ۸۵۰ نیست راهی به حرم تا که مناجات بریم
  11. شمارهٔ ۸۵۱ چندیست که از زمزمه عشق خموشم
  12. شمارهٔ ۸۵۲ من زفعل زشت خود ای همدمان مستوحشم
  13. شمارهٔ ۸۵۳ مگو که شرح فراق تو را شماره نکردم
  14. شمارهٔ ۸۵۴ به جانت ای جوان کز جان خویشت دوست‌تر دارم
  15. شمارهٔ ۸۵۵ آنروز که از خواب عدم دیده گشودیم
  16. شمارهٔ ۸۵۶ برآ زجامه نیل ای نگار سیم اندام
  17. شمارهٔ ۸۵۷ مطرب چه پرده زد که زپرده برآمدیم
  18. شمارهٔ ۸۵۸ مطرب تو راه میزنی از ساز دلکشم
  19. شمارهٔ ۸۵۹ خبرت هست که چون با تو درآمیخته‌ام
  20. شمارهٔ ۸۶۰ منم آن نهال بی بر که زعشق برگرفتم
  21. شمارهٔ ۸۶۱ سر قدم کردم ز شوق و دست از پا می‌کشم
  22. شمارهٔ ۸۶۲ نار ابراهیم شد نور کلیم
  23. شمارهٔ ۸۶۳ از دهان تو حدیثی چو بوهم اندیشم
  24. شمارهٔ ۸۶۴ زبسکه مهر تو آمیخته بجان و تنم
  25. شمارهٔ ۸۶۵ ما زآزادگان پادشهیم
  26. شمارهٔ ۸۶۶ ای که به‌ جاه و منزلت ره نبرد خیال من
  27. شمارهٔ ۸۶۷ چند با چشمه خور روی تو نتوان دیدن
  28. شمارهٔ ۸۶۸ شک نیست که شکر لب و بسته دهن است آن
  29. شمارهٔ ۸۶۹ طره عنبرین پریشان کن
  30. شمارهٔ ۸۷۰ ای آه خدا را سوی لیلا سفری کن
  31. شمارهٔ ۸۷۱ ای مار زلفین سیه ای عقرب جرار من
  32. شمارهٔ ۸۷۲ گو بمجنون کز من آموزد دگر درس جنون
  33. شمارهٔ ۸۷۳ نیمه شب ای برق آه من شرری زن
  34. شمارهٔ ۸۷۴ ای کرده نهان تنگ شکر را به نمکدان
  35. شمارهٔ ۸۷۵ نمی‌گردد سپهر الا به حکم رای درویشان
  36. شمارهٔ ۸۷۶ دلا با خوبرویان عهد بستن
  37. شمارهٔ ۸۷۷ چون دست رس نداری ای دل بوصل جانان
  38. شمارهٔ ۸۷۸ چه‌ای ای عشق که دیدار تو نتوان دیدن
  39. شمارهٔ ۸۷۹ ای ز سنبل پرده بسته بر سمن
  40. شمارهٔ ۸۸۰ چگونه شکر گویم زطالع میمون
  41. شمارهٔ ۸۸۱ حدیث دوستان عیب است پیش دشمنان گفتن
  42. شمارهٔ ۸۸۲ ندیدم دشمنان گشته حبیبان
  43. شمارهٔ ۸۸۳ در آن دهان نگنجد از این بیشتر سخن
  44. شمارهٔ ۸۸۴ دوستت گر دست داد اندیشه دشمن مکن
  45. شمارهٔ ۸۸۵ فحشی ز لبت تو وقف ما کن
  46. شمارهٔ ۸۸۶ مبند الفت دلا با ماه رویان
  47. شمارهٔ ۸۸۷ چشمکان چنگیز و رخ روم و خم گیسو ختن
  48. شمارهٔ ۸۸۸ زاهدا ذوق بهشتت هست بر آن رو ببین
  49. شمارهٔ ۸۸۹ با کثرت رقیب کنم خلوت انجمن
  50. شمارهٔ ۸۹۰ صرف خیال دوست شد منصب و جاه و مال من
  51. شمارهٔ ۸۹۱ دعوی عشق میکنم کذب شده دعای من
  52. شمارهٔ ۸۹۲ من بهوای نوگلی نغمه سرا و بلبلان
  53. شمارهٔ ۸۹۳ بدرد خوی گرفته دل از پی درمان
  54. شمارهٔ ۸۹۴ مرا سودای آن گیسوی پرچین
  55. شمارهٔ ۸۹۵ وه که به ناف خون شود نافه آهوان چین
  56. شمارهٔ ۸۹۶ ایکه زباده ی ازل هست بلعل تو نشان
  57. شمارهٔ ۸۹۷ تا به کی ای چشم مست فتنه برانگیختن
  58. شمارهٔ ۸۹۸ نسزد به باد دادن خم زلف عنبرافشان
  59. شمارهٔ ۸۹۹ حذر کن ای دل از زخم کمند غمزه خوبان
  60. شمارهٔ ۹۰۰ رقیب کرده به باغ تو عزم گردیدن

متن اشعار به نقل از گنجور.