فهرست اشعار
- شمارهٔ ۸۴۱ روزگاریست بمیخانه گذاری دارم
- شمارهٔ ۸۴۲ عشق چوپان بُوَد و ما همه عالَم گَلهایم
- شمارهٔ ۸۴۳ همتی ای میفروشان تشنهکامم تشنهکام
- شمارهٔ ۸۴۴ به گلزار غم عشق تو من آن مرغ خاموشم
- شمارهٔ ۸۴۵ ما گدایان درِ میخانهایم
- شمارهٔ ۸۴۶ چندان بکویت ما پا فشردیم
- شمارهٔ ۸۴۷ شب وصل است بیا باده به ساغر فکنیم
- شمارهٔ ۸۴۸ بتا از غمزه کافر ربودی چون دل و دینم
- شمارهٔ ۸۴۹ همرهان همتی که نوسفرم
- شمارهٔ ۸۵۰ نیست راهی به حرم تا که مناجات بریم
- شمارهٔ ۸۵۱ چندیست که از زمزمه عشق خموشم
- شمارهٔ ۸۵۲ من زفعل زشت خود ای همدمان مستوحشم
- شمارهٔ ۸۵۳ مگو که شرح فراق تو را شماره نکردم
- شمارهٔ ۸۵۴ به جانت ای جوان کز جان خویشت دوستتر دارم
- شمارهٔ ۸۵۵ آنروز که از خواب عدم دیده گشودیم
- شمارهٔ ۸۵۶ برآ زجامه نیل ای نگار سیم اندام
- شمارهٔ ۸۵۷ مطرب چه پرده زد که زپرده برآمدیم
- شمارهٔ ۸۵۸ مطرب تو راه میزنی از ساز دلکشم
- شمارهٔ ۸۵۹ خبرت هست که چون با تو درآمیختهام
- شمارهٔ ۸۶۰ منم آن نهال بی بر که زعشق برگرفتم
- شمارهٔ ۸۶۱ سر قدم کردم ز شوق و دست از پا میکشم
- شمارهٔ ۸۶۲ نار ابراهیم شد نور کلیم
- شمارهٔ ۸۶۳ از دهان تو حدیثی چو بوهم اندیشم
- شمارهٔ ۸۶۴ زبسکه مهر تو آمیخته بجان و تنم
- شمارهٔ ۸۶۵ ما زآزادگان پادشهیم
- شمارهٔ ۸۶۶ ای که به جاه و منزلت ره نبرد خیال من
- شمارهٔ ۸۶۷ چند با چشمه خور روی تو نتوان دیدن
- شمارهٔ ۸۶۸ شک نیست که شکر لب و بسته دهن است آن
- شمارهٔ ۸۶۹ طره عنبرین پریشان کن
- شمارهٔ ۸۷۰ ای آه خدا را سوی لیلا سفری کن
- شمارهٔ ۸۷۱ ای مار زلفین سیه ای عقرب جرار من
- شمارهٔ ۸۷۲ گو بمجنون کز من آموزد دگر درس جنون
- شمارهٔ ۸۷۳ نیمه شب ای برق آه من شرری زن
- شمارهٔ ۸۷۴ ای کرده نهان تنگ شکر را به نمکدان
- شمارهٔ ۸۷۵ نمیگردد سپهر الا به حکم رای درویشان
- شمارهٔ ۸۷۶ دلا با خوبرویان عهد بستن
- شمارهٔ ۸۷۷ چون دست رس نداری ای دل بوصل جانان
- شمارهٔ ۸۷۸ چهای ای عشق که دیدار تو نتوان دیدن
- شمارهٔ ۸۷۹ ای ز سنبل پرده بسته بر سمن
- شمارهٔ ۸۸۰ چگونه شکر گویم زطالع میمون
- شمارهٔ ۸۸۱ حدیث دوستان عیب است پیش دشمنان گفتن
- شمارهٔ ۸۸۲ ندیدم دشمنان گشته حبیبان
- شمارهٔ ۸۸۳ در آن دهان نگنجد از این بیشتر سخن
- شمارهٔ ۸۸۴ دوستت گر دست داد اندیشه دشمن مکن
- شمارهٔ ۸۸۵ فحشی ز لبت تو وقف ما کن
- شمارهٔ ۸۸۶ مبند الفت دلا با ماه رویان
- شمارهٔ ۸۸۷ چشمکان چنگیز و رخ روم و خم گیسو ختن
- شمارهٔ ۸۸۸ زاهدا ذوق بهشتت هست بر آن رو ببین
- شمارهٔ ۸۸۹ با کثرت رقیب کنم خلوت انجمن
- شمارهٔ ۸۹۰ صرف خیال دوست شد منصب و جاه و مال من
- شمارهٔ ۸۹۱ دعوی عشق میکنم کذب شده دعای من
- شمارهٔ ۸۹۲ من بهوای نوگلی نغمه سرا و بلبلان
- شمارهٔ ۸۹۳ بدرد خوی گرفته دل از پی درمان
- شمارهٔ ۸۹۴ مرا سودای آن گیسوی پرچین
- شمارهٔ ۸۹۵ وه که به ناف خون شود نافه آهوان چین
- شمارهٔ ۸۹۶ ایکه زباده ی ازل هست بلعل تو نشان
- شمارهٔ ۸۹۷ تا به کی ای چشم مست فتنه برانگیختن
- شمارهٔ ۸۹۸ نسزد به باد دادن خم زلف عنبرافشان
- شمارهٔ ۸۹۹ حذر کن ای دل از زخم کمند غمزه خوبان
- شمارهٔ ۹۰۰ رقیب کرده به باغ تو عزم گردیدن
متن اشعار به نقل از گنجور.