پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۹۳

بدرد خوی گرفته دل از پی درمان

ببوی عید توان صبر کرد بر رمضان

بیاد یوسف کنعان بگرگ هم سفرم

ببوی الفت رحمان جلیس با شیطان

ببوی اینکه در این خانه بوده جای پری

بریم زحمت بیجا زصحبت دیوان

بشوق روز بسازیم با شبان دراز

که مدغمست بظلمات چشمه حیوان

مکن ملامت بلبل که ساخته برقیب

بذوق گل شده با خار یار در بستان

تو در بلای محبت چه دعویت از صبر

ببین بحالت ایوب و محنت کرمان

اگر خلیل نمیکرد صبر بر آتش

چگونه بهره ی او میشدی گل و ریحان

بوصل دوست زلیخا اگر عجول نبود

عزیز او زچه میشد مجاور زندان

بیاد یوسف و رحمت به پیر کنعان گفت

که نیست غیر ملالش زصحبت اخوان

عجب مدار که غواص در بدامن کرد

که موجهای عجب خورده است از عمان

زلاله زار کنارم عجب مدار که هست

زاشک ابر چمن پرشقایق نعمان

مرا زآتش عشق است التهاب درون

طبیب شهر عبث صرع خواند و خفقان

اگرچه ساغر پیمانه بشکند زاهد

ببوی ساغر و پیمانه بشکند پیمان

ببر تو نام علی را بمقطع عزلت

زحسن خاتمه اش ساز زیب بر نوان

اگر چه خاطر آشفته را پریشان کرد

شکنج زلف تو بازش برد سوی سامان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹۵وه که به ناف خون شود نافه آهوان چین
  2. شمارهٔ ۸۹۶ایکه زباده ی ازل هست بلعل تو نشان
  3. شمارهٔ ۸۹۷تا به کی ای چشم مست فتنه برانگیختن
  4. شمارهٔ ۸۹۸نسزد به باد دادن خم زلف عنبرافشان
  5. شمارهٔ ۸۹۹حذر کن ای دل از زخم کمند غمزه خوبان
  6. شمارهٔ ۹۰۰رقیب کرده به باغ تو عزم گردیدن
  7. شمارهٔ ۹۰۱ابریست کاو ندارد آثار فیض باران
  8. شمارهٔ ۹۰۲من نتوانم ز دوست دیده فرو دوختن
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.