پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۷۹

ای ز سنبل پرده بسته بر سمن

وی رطب آورده از سرو چمن

از سمن هرگز بنفشه سرزده

یا شکر داد است سرو سیمتن

موسی ار پروانه‌ات گردد رواست

شمع طور آورده‌ای در انجمن

طالب کعبه نداند پا ز سر

عاشق صادق نخواند جان و تن

چون بشیر از مصر می‌آید مرا

بشکنم امشب در بیت‌الحزن

آب آتش‌گون بده پرده بسوز

از تن خاکی حجابی برفکن

در ره عاشق نگنجد بحر و بر

در حدیث عشق نبود ما و من

چیست آن لعل لبان عین الحیان

چیست چشمان سیه ام‌الفتن

دیده‌ای بلبل به رنگ و بوی گل

گل شنیدی صاحب صوت حسن

با چنین آواز دلکش بذله‌سنج

در مدیح پرده‌دار ذوالمنن

شاه مردان شیر یزدان مرتضی

میر اژدر در شه خیبرشکن

مرده از شوقش برآید از لحد

رستم از بیمش بدراند کفن

داورا امکان خدایا حیدرا

وارهان آشفته را از قید تن

تا پذیرد عذر عصیان مرا

آورم پیشت حسین و هم حسن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸۱حدیث دوستان عیب است پیش دشمنان گفتن
  2. شمارهٔ ۸۸۲ندیدم دشمنان گشته حبیبان
  3. شمارهٔ ۸۸۳در آن دهان نگنجد از این بیشتر سخن
  4. شمارهٔ ۸۸۴دوستت گر دست داد اندیشه دشمن مکن
  5. شمارهٔ ۸۸۵فحشی ز لبت تو وقف ما کن
  6. شمارهٔ ۸۸۶مبند الفت دلا با ماه رویان
  7. شمارهٔ ۸۸۷چشمکان چنگیز و رخ روم و خم گیسو ختن
  8. شمارهٔ ۸۸۸زاهدا ذوق بهشتت هست بر آن رو ببین
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.