پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸۲

ندیدم دشمنان گشته حبیبان

فغان از گل دریغ از عندلیبان

نه چندانم کشد هجران احباب

که اندر وصل غوغای رقیبان

تو با اغیار چون بادام توام

چو پسته چاک شد ما را گریبان

لب شکرفروشت خان یغماست

همه در کام ما از بی نصیبان

تو سرگرم تماشائی عزیزا

چو یوسف مانده ای در چنگ ذئبان

حدیث عشق از مطرب کنم گوش

اگر صد خطبه خوانند این خطیبان

تو خون آشنایان خورده چون آب

چه غم داری زقتل این غریبان

حکیم از نقطه موهوم غافل

لبت آموخت لبی بر لبیبان

مرا تا عشق استاد سخن شد

فرامش کرده ام درس ادیبان

علاج ماست وصل آشفته ورنه

شکیبا کی شوند این ناشکیبان

مگو جز با علی و آل او درد

شفا رنجور جوید از طبیبان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸۴دوستت گر دست داد اندیشه دشمن مکن
  2. شمارهٔ ۸۸۵فحشی ز لبت تو وقف ما کن
  3. شمارهٔ ۸۸۶مبند الفت دلا با ماه رویان
  4. شمارهٔ ۸۸۷چشمکان چنگیز و رخ روم و خم گیسو ختن
  5. شمارهٔ ۸۸۸زاهدا ذوق بهشتت هست بر آن رو ببین
  6. شمارهٔ ۸۸۹با کثرت رقیب کنم خلوت انجمن
  7. شمارهٔ ۸۹۰صرف خیال دوست شد منصب و جاه و مال من
  8. شمارهٔ ۸۹۱دعوی عشق میکنم کذب شده دعای من
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.