پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸۷

چشمکان چنگیز و رخ روم و خم گیسو ختن

جادوی خون خواره چون آئینه ذات الفتن

پرتو روی تو بر دل تافت و جان را بسوخت

شمع چون شد مشتعل لابد بسوزد پیرهن

چیست نرگس در گلستان چشم خونریز بتان

لاله در بستان کدام آن عاشق خونین کفن

خط خونینم رقم هر دم زند بر گرد لب

چون بخار آهم آید از جگر سوی دهن

یوسفی و چاه وارون بر زنخ آورده ای

بر سر آن چاه وارون بسته ای مشکین رسن

چهره ات بت طره ای زنار و دلی دارم عجب

در کدامین بتکده زنار می بندد سمن

رطلهای یکمنی ساقی بیار از صاف عشق

تا برآرم ریشه عقل و بسوزم ما و من

دوری از صورت چه باشد قرب معنی را بجوی

مصطفی را وصف بشنو از اویس اندر قرن

نغمه ای جز عشق مشنو می مخور جز جام عشق

ساقی آن باده بیار و مطرب آن پرده بزن

در طریقت پا نهادی سر بنه تاجی بگیر

دست برکن زآستین بیخ هوا ازدل بکن

میکند نقش بتان بازی بدل ای دست حق

از فراز کعبه ی دل این بتان را برفکن

تا بکی باشد پریشان از هوا آشفته ات

خانه تو تنگ باشد پیش دشمن مرتهن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸۹با کثرت رقیب کنم خلوت انجمن
  2. شمارهٔ ۸۹۰صرف خیال دوست شد منصب و جاه و مال من
  3. شمارهٔ ۸۹۱دعوی عشق میکنم کذب شده دعای من
  4. شمارهٔ ۸۹۲من بهوای نوگلی نغمه سرا و بلبلان
  5. شمارهٔ ۸۹۳بدرد خوی گرفته دل از پی درمان
  6. شمارهٔ ۸۹۴مرا سودای آن گیسوی پرچین
  7. شمارهٔ ۸۹۵وه که به ناف خون شود نافه آهوان چین
  8. شمارهٔ ۸۹۶ایکه زباده ی ازل هست بلعل تو نشان
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.