پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۴۴

به گلزار غم عشق تو من آن مرغ خاموشم

که شد از بیم گلچین نغمه‌پردازی فراموشم

چو غنچه تا که زد مهر خموشی بر دهان من

که من با صد زبان چون سوسن آزاده خاموشم

تن بی‌روحم و چون توام بادام دور از تو

نمایانست جای خالیت جانا در آغوشم

دل خونین چو خم گر می‌زند جوشی عجب نبود

که تا هست آتش سودا به جان چون دیگ در جوشم

خدا را ساقیا صهبا به یاران دگر پیما

که من از غمزهٔ آن ترکِ سرخوش مست و مدهوشم

ز شام هجر زلفت تا قیامت شکوه‌ها دارم

مگر صبحی شود طالع از آن طرف بناگوشم

به جان هندوی زلف و خال آن ترک قزلباشم

که کرده هندوی مویش هزاران حلقه در گوشم

پریشان گفته آشفته کی افتد قبول شه

مگر اکسیر عشق تو خورد بر قلب مغشوشم

به زیر بار عصیان مانده‌ام در این سفر یارب

مگر دست خدا بار گران بردارد از دوشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴۶چندان بکویت ما پا فشردیم
  2. شمارهٔ ۸۴۷شب وصل است بیا باده به ساغر فکنیم
  3. شمارهٔ ۸۴۸بتا از غمزه کافر ربودی چون دل و دینم
  4. شمارهٔ ۸۴۹همرهان همتی که نوسفرم
  5. شمارهٔ ۸۵۰نیست راهی به حرم تا که مناجات بریم
  6. شمارهٔ ۸۵۱چندیست که از زمزمه عشق خموشم
  7. شمارهٔ ۸۵۲من زفعل زشت خود ای همدمان مستوحشم
  8. شمارهٔ ۸۵۳مگو که شرح فراق تو را شماره نکردم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.