پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵۰

نیست راهی به حرم تا که مناجات بریم

رخت ناچار سوی دیر خرابات بریم

خرقه آلوده به می سینه پر از شرک و ریا

با چه رو روی به حق بهر مناجات بریم

حکمت فلسفی و دفتر بی معنی فقه

که خرد گرنه ببازار خرافات بریم

آفت عجب و حسد خرمن طاعات بسوخت

بخرابات پناه از همه آفات بریم

نشناسی بحقیقت تو اگر پیر مغان

بنشان ره بدر او بکرامات بریم

نفس چون بختی مست است بر او بار گناه

تحفه این است نداریم که طاعات بریم

یکجهان حاجت روی سیه و ناامید

طلب آشفته سوی قاضی حاجات بریم

چند ای شیخ تو در ورطه نفی و اثبات

ما برونت دمی از نفی وز اثبات بریم

ذات علیا علی ار چشم بود بشناسش

کاز صفاتش نتوان پی به سوی ذات بریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵۲من زفعل زشت خود ای همدمان مستوحشم
  2. شمارهٔ ۸۵۳مگو که شرح فراق تو را شماره نکردم
  3. شمارهٔ ۸۵۴به جانت ای جوان کز جان خویشت دوست‌تر دارم
  4. شمارهٔ ۸۵۵آنروز که از خواب عدم دیده گشودیم
  5. شمارهٔ ۸۵۶برآ زجامه نیل ای نگار سیم اندام
  6. شمارهٔ ۸۵۷مطرب چه پرده زد که زپرده برآمدیم
  7. شمارهٔ ۸۵۸مطرب تو راه میزنی از ساز دلکشم
  8. شمارهٔ ۸۵۹خبرت هست که چون با تو درآمیخته‌ام
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.