پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵۶

برآ زجامه نیل ای نگار سیم اندام

که شد مهی که در او بود جشن و عیش حرام

بود ربیع نخستین و ماه عیش و طرب

بپوش جامه گلگون بدور افکن جام

غزل سرای و نواسنج و بذله گوی و بچم

بسوز عود و بزن رود و باده می آشام

می مغانه چه حاجت که خانگی است شراب

بیار از آن لب و چشمم تو شکر و بادام

بنوش باده و سرخوش شو و برآی برقص

که سرو و ماه بمانند از قعود وقیام

بخوان مدیح علی از زبان آشفته

که تا کنم در مکنون تو را نثار کلام

صله اگر طلبد از تو طبع مدح گذار

ببوسه زآن دهنش ساز شاد و شیرین کام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵۸مطرب تو راه میزنی از ساز دلکشم
  2. شمارهٔ ۸۵۹خبرت هست که چون با تو درآمیخته‌ام
  3. شمارهٔ ۸۶۰منم آن نهال بی بر که زعشق برگرفتم
  4. شمارهٔ ۸۶۱سر قدم کردم ز شوق و دست از پا می‌کشم
  5. شمارهٔ ۸۶۲نار ابراهیم شد نور کلیم
  6. شمارهٔ ۸۶۳از دهان تو حدیثی چو بوهم اندیشم
  7. شمارهٔ ۸۶۴زبسکه مهر تو آمیخته بجان و تنم
  8. شمارهٔ ۸۶۵ما زآزادگان پادشهیم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.