پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵۷

مطرب چه پرده زد که زپرده برآمدیم

چون شمع بهر دادن جان باسر آمدیم

رندان وزاهدان بهم آمیخته زوجد

بی پا و سر تمام زیکدر درآمدیم

در آب آتشین می عشق جمله غرق

گوئی سمندریم که در آذر آمدیم

ما از نوای عشق و می شوق سرخوشیم

در وجد نه زساز و می و مزمر آمدیم

تا ارتفاع از قدح و می گرفته ایم

حاکم بچار ما در و هفت اختر آمدیم

ما را شکر دهد زنی خامه شعر تر

در این چمن چو بید اگر بی بر آمدیم

آشفته است و وجدی و هم مشربان خاص

با یک زبان به مدحت حیدر درآمدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵۹خبرت هست که چون با تو درآمیخته‌ام
  2. شمارهٔ ۸۶۰منم آن نهال بی بر که زعشق برگرفتم
  3. شمارهٔ ۸۶۱سر قدم کردم ز شوق و دست از پا می‌کشم
  4. شمارهٔ ۸۶۲نار ابراهیم شد نور کلیم
  5. شمارهٔ ۸۶۳از دهان تو حدیثی چو بوهم اندیشم
  6. شمارهٔ ۸۶۴زبسکه مهر تو آمیخته بجان و تنم
  7. شمارهٔ ۸۶۵ما زآزادگان پادشهیم
  8. شمارهٔ ۸۶۶ای که به‌ جاه و منزلت ره نبرد خیال من
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.