پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶۰

منم آن نهال بی بر که زعشق برگرفتم

چه غم ار چه نخل سینا همه بر شرر گرفتم

بخدنگ غمزه دیدم نظر بخست بستی

بجهان به هر چه جز تست در نظر گرفتم

بهوای عشق و خاک در میکده مقیمم

چه عجب کز آب و آتش بجهان اثر گرفتم

زرموز عشق صادق چه عجب کنی حکیما

که بجذبه محبت پسر از پدر گرفتم

تو عزیز مصر حسنی و مراست دیده بر تو

هم اگر چه پیر کنعان همه را پسر گرفتم

غم تو خریده بر جان و نثار کردمت سر

نه که داده یوسف از دست و بهاش زر گرفتم

بجز از مدیح حیدر نزدم رقم بدفتر

چه عجب کنی که آفاق بشعر تر گرفتم

زسگان کویش آشفته قلاده وام کردم

که زیمن او زقیصر کله و کمر گرفتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶۲نار ابراهیم شد نور کلیم
  2. شمارهٔ ۸۶۳از دهان تو حدیثی چو بوهم اندیشم
  3. شمارهٔ ۸۶۴زبسکه مهر تو آمیخته بجان و تنم
  4. شمارهٔ ۸۶۵ما زآزادگان پادشهیم
  5. شمارهٔ ۸۶۶ای که به‌ جاه و منزلت ره نبرد خیال من
  6. شمارهٔ ۸۶۷چند با چشمه خور روی تو نتوان دیدن
  7. شمارهٔ ۸۶۸شک نیست که شکر لب و بسته دهن است آن
  8. شمارهٔ ۸۶۹طره عنبرین پریشان کن
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.