پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶۳

از دهان تو حدیثی چو بوهم اندیشم

عقده نقطه موهوم شود حل پیشم

تا زابروی کجش یافته ام خط امان

از کجیهای تو ای چرخ کجا اندیشم

گر بود ساقی ما بر سر پیمان الست

من به پیمانه کشی از همه مستان پیشم

شاید از کیش زچرخم پی قربان آرند

زانکه قربانی تو ای بت کافر کیشم

تاج سر خاک رهت کسوت من مهر رخت

در طریقت عجبی نیست اگر درویشم

من و بوسیدن نوشین لب به از عسلست

که چو زنبور زنند از همه جانب نیشم

منکه از ناوک خونریز نظر مجروحم

آه از آن روز که بهبود پذیرد ریشم

بر درت طوق بگردن رسد آشفته شها

که سگانت بشمارند زلطف از خویشم

دشت پرگرگ بود مرتعم ایدست خدا

تو بر آن گله شبانی و منت آن میشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶۵ما زآزادگان پادشهیم
  2. شمارهٔ ۸۶۶ای که به‌ جاه و منزلت ره نبرد خیال من
  3. شمارهٔ ۸۶۷چند با چشمه خور روی تو نتوان دیدن
  4. شمارهٔ ۸۶۸شک نیست که شکر لب و بسته دهن است آن
  5. شمارهٔ ۸۶۹طره عنبرین پریشان کن
  6. شمارهٔ ۸۷۰ای آه خدا را سوی لیلا سفری کن
  7. شمارهٔ ۸۷۱ای مار زلفین سیه ای عقرب جرار من
  8. شمارهٔ ۸۷۲گو بمجنون کز من آموزد دگر درس جنون
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.