پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶۲

نار ابراهیم شد نور کلیم

کرد حادث یار اطوار قدیم

عرش شد لوح و قلم کرسی وامر

کن رقم زد شد عیان نار و نعیم

نقطه شد وانگه الف بر صفحه راست

باشد و تا دال و ذال خاوجیم

زر شد اندر کان و گوهر در صدف

جلوگر شد باز در سیمای سیم

بتکده شد سجده گاه برهمن

کعبه و زمزم شده رکن حطیم

علم الاسماء بر آدم بخواند

پس شهابی گشت بر دیو رجیم

بحر طوفان خیز شد عالم گرفت

نوح کشتی ساز شد بر رفع بیم

روح شد اندر دم عیسی دمید

تا روان بخشید بر عظم رمیم

جبرئیل و حامل اسرار شد

تا باحمد برد پیغام رحیم

احمد مرسل شد و معراج یافت

شد بخلوتگاه اوادنی مقیم

مرتضی شد پرده دار سر حق

با نبی هم کاسه بر خوان کریم

هفت اگر شد کوکب افلاکیان

چارده شد کوکب عرش عظیم

جمله را فرمان برد از جان و دل

هر که باشد بر صراط مستقیم

خاصه مهدی قائم آخر زمان

کز وجود اوست چار ارکان قویم

ای ولی حق امام راستان

داد تو داده مرا طبع سلیم

وارهان آشفته ات را از سؤال

تا بتابد رخ از این مشتی لئیم

مظهر اللهی و عبداللهیم

غیر از این استغفرالله العظیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶۴زبسکه مهر تو آمیخته بجان و تنم
  2. شمارهٔ ۸۶۵ما زآزادگان پادشهیم
  3. شمارهٔ ۸۶۶ای که به‌ جاه و منزلت ره نبرد خیال من
  4. شمارهٔ ۸۶۷چند با چشمه خور روی تو نتوان دیدن
  5. شمارهٔ ۸۶۸شک نیست که شکر لب و بسته دهن است آن
  6. شمارهٔ ۸۶۹طره عنبرین پریشان کن
  7. شمارهٔ ۸۷۰ای آه خدا را سوی لیلا سفری کن
  8. شمارهٔ ۸۷۱ای مار زلفین سیه ای عقرب جرار من
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.