پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶۱

سر قدم کردم ز شوق و دست از پا می‌کشم

در رهت ای کعبه کی منت ز این‌ها می‌کشم

من که از بحرینِ دیده دامن پُرگوهر است

کی کجا منت ز غواص و ز دریا می‌کشم؟

ذره‌ام اما به رقص اندر هوای آفتاب

نیستم خفاش تا حسرت ز حربا می‌کشم

ای نسیم صبح اگر از آن سر کو می‌رسی

خاک راهت سرمه‌وَش در چشم مینا می‌کشم

نیستم دیوانه تا نشناسم از اغیار یار

خویش را مجنون‌صفت در کوی لیلا می‌کشم

تنگ شد چون چشم سوزن شهرم از سودای عشق

رخت خود آخر از این سودا به صحرا می‌کشم

آنچه وامق دیده و فرهاد و مجنون در جهان

من به دوش اندر غمت این بار تنها می‌کشم

گفت لعلت: روح‌بخشم از تبسم چون مسیح

گفت خطت: من به خون خلق طُغرا می‌کشم

لاجرم از زخمه مطرب در افغان است چنگ

تا نگویی من ز عشقت ناله بی‌جا می‌کشم

هرکه تخم افشاند امروز و کند فردا درو

من ندارم تخمی و خجلت ز فردا می‌کشم

لاجرم آشفته‌ام درویش مدّاح علی

خویش را در سایه ایوان مولا می‌کشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶۳از دهان تو حدیثی چو بوهم اندیشم
  2. شمارهٔ ۸۶۴زبسکه مهر تو آمیخته بجان و تنم
  3. شمارهٔ ۸۶۵ما زآزادگان پادشهیم
  4. شمارهٔ ۸۶۶ای که به‌ جاه و منزلت ره نبرد خیال من
  5. شمارهٔ ۸۶۷چند با چشمه خور روی تو نتوان دیدن
  6. شمارهٔ ۸۶۸شک نیست که شکر لب و بسته دهن است آن
  7. شمارهٔ ۸۶۹طره عنبرین پریشان کن
  8. شمارهٔ ۸۷۰ای آه خدا را سوی لیلا سفری کن
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.