پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶۷

چند با چشمه خور روی تو نتوان دیدن

چند قانع شوم از وصل بهجران دیدن

از نظر غایبی ولیک توان چون خورشید

از تو در هر سر کو نور فراوان دیدن

توئی آن بی سر و سامان که مکانت نبود

شایدت سوی چو من بی سر و سامان دیدن

رشک دارم بصبا گرچه شدت محرم راز

غیر را گرد در و بام تو نتوان دیدن

گل رخسار تو میباید آن قد ورنه

گو چه خیزد زگل سرو خرامان دیدن

با خم طره اش و آن لب نوشین ای خضر

فارغ از ظلمتم و چشمه حیوان دیدن

نه از آن غبغب سیمین و شکنج خم زلف

گوی سیمین نتوان در خم چوگان دیدن

باغبانا چو دهد دست خط و چهره دوست

تابکی در چمن لاله و ریحان دیدن

چند در بند تن ای دل شده ای خون زفراق

کار آسان شده جان دادن جانان دیدن

گفتمش زلف تو در خواب بدست آمد دوش

گفت آشفته بس این خواب پریشان دیدن

لابه کردم که نکوتر کن از این تعبیری

رفع اشکال کنم شایدت آسان دیدن

گفت آری بوصالم رسی آندم که توان

خویشتن را بدرشاه خراسان دیدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶۹طره عنبرین پریشان کن
  2. شمارهٔ ۸۷۰ای آه خدا را سوی لیلا سفری کن
  3. شمارهٔ ۸۷۱ای مار زلفین سیه ای عقرب جرار من
  4. شمارهٔ ۸۷۲گو بمجنون کز من آموزد دگر درس جنون
  5. شمارهٔ ۸۷۳نیمه شب ای برق آه من شرری زن
  6. شمارهٔ ۸۷۴ای کرده نهان تنگ شکر را به نمکدان
  7. شمارهٔ ۸۷۵نمی‌گردد سپهر الا به حکم رای درویشان
  8. شمارهٔ ۸۷۶دلا با خوبرویان عهد بستن
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.