پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۷۳

نیمه شب ای برق آه من شرری زن

شعله ببالا و پست و خشک و تری زن

از تو چو پروانه شمع چهره نهان کرد

جهد کن و خویش را تو بر شرری زن

تا بکی ایجان به بند جسم اسیری

از قفس ای مرغ بسته بال پری زن

عقرب جراره تو ای خم گیسو

تکیه که گفته تو را که بر قمری زن

ای خم مو خون بناف آهوی چین کن

طعنه ای ای لب به بسته شکری زن

آن لب شکرفشان بکام رقیب است

همچو مگس دست حسرتی بسری زن

با لب او گفت دل که هیچ کدام است

گفت برو این لطیفه بر دگری زن

حالت یوسف مگو مگر بر یعقوب

شکوه برو از پسر تو بر پدری زن

حاجت تیر و کمان بکشتن من نیست

بسمل خود را بناوک نظری کن

عاشق بی سیم و زر بهیچ نیرزد

جهد کن آشفته خود بسیم و زری زن

گر زر و سیمت بود نثار کن و خیز

دست بدامان سرو سیمبری زن

سیم تنان گر کشند سر زتو آنگاه

شکوه از ایشان برو بدادگری زن

شاه ولایت علی وصی پیمبر

بر در او چهره ای بسای سری زن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷۵نمی‌گردد سپهر الا به حکم رای درویشان
  2. شمارهٔ ۸۷۶دلا با خوبرویان عهد بستن
  3. شمارهٔ ۸۷۷چون دست رس نداری ای دل بوصل جانان
  4. شمارهٔ ۸۷۸چه‌ای ای عشق که دیدار تو نتوان دیدن
  5. شمارهٔ ۸۷۹ای ز سنبل پرده بسته بر سمن
  6. شمارهٔ ۸۸۰چگونه شکر گویم زطالع میمون
  7. شمارهٔ ۸۸۱حدیث دوستان عیب است پیش دشمنان گفتن
  8. شمارهٔ ۸۸۲ندیدم دشمنان گشته حبیبان
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.