پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵۲

من زفعل زشت خود ای همدمان مستوحشم

خرقه آلوده دارم مستحق آتشم

شرم میدارم زشیخ خانقاه و برهمن

نه مسلمانم نه گبرم زین سبب مستوحشم

رحمی ایدست خدا پیر طریقت از کرم

وارهانم چون اسیر دام نفس سرکشم

نیست جز جهل مرکب در وجودم ایدریغ

میزنم لاف خردمندی که اهل دانشم

گر بپاداش عمل در دوزخم خواهند برد

اهل دوزخ در فغانند از نفیر موحشم

ای طبیب درد پنهان ای علی مرتضی

تو مسیحی من زسودا عمرها شد ناخوشم

شاید ار صید مراد آشفته نخجیرم شود

نیست جز تیر مدیح مرتضی در ترکشم

زهره چنگی برقص آید ببزم آسمان

مطرب ار خواند به الحان این حدیث دلکشم

عذرم ار افتد قبول و عجزم ار آید پسند

در نجف از پارس خواهد برد دوران مفرشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵۴به جانت ای جوان کز جان خویشت دوست‌تر دارم
  2. شمارهٔ ۸۵۵آنروز که از خواب عدم دیده گشودیم
  3. شمارهٔ ۸۵۶برآ زجامه نیل ای نگار سیم اندام
  4. شمارهٔ ۸۵۷مطرب چه پرده زد که زپرده برآمدیم
  5. شمارهٔ ۸۵۸مطرب تو راه میزنی از ساز دلکشم
  6. شمارهٔ ۸۵۹خبرت هست که چون با تو درآمیخته‌ام
  7. شمارهٔ ۸۶۰منم آن نهال بی بر که زعشق برگرفتم
  8. شمارهٔ ۸۶۱سر قدم کردم ز شوق و دست از پا می‌کشم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.