پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۴۳

همتی ای می‌فروشان تشنه‌کامم تشنه‌کام

رحمتی بر خسته‌ای چون فیضتان عام است عام

عاشق و درویش و محتاج در میخانه‌ایم

بر گدایان رحمتی ای صاحبان احتشام

الغیاث ای خضر چون داری به کف آب بقا

ساقیا مردیم عطشان فاسقنا کاس الکرام

گر دمی همدم شوی بر خسته جانی مستمند

عهد حسن و دولت و جاهت بماند بر دوام

عمرها آشفته در کویت به سر برد از وفا

از غرور ای مه نپرسیدی کدامست و چه نام

من مقیم بر در میخانه رحمت به جان

گر نماید شیخ طوف ساحت بیت الحرام

کعبه ما می‌پرستان آستان میکده است

میکده خاک نجف آن روضه دارالسلام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴۵ما گدایان درِ میخانه‌ایم
  2. شمارهٔ ۸۴۶چندان بکویت ما پا فشردیم
  3. شمارهٔ ۸۴۷شب وصل است بیا باده به ساغر فکنیم
  4. شمارهٔ ۸۴۸بتا از غمزه کافر ربودی چون دل و دینم
  5. شمارهٔ ۸۴۹همرهان همتی که نوسفرم
  6. شمارهٔ ۸۵۰نیست راهی به حرم تا که مناجات بریم
  7. شمارهٔ ۸۵۱چندیست که از زمزمه عشق خموشم
  8. شمارهٔ ۸۵۲من زفعل زشت خود ای همدمان مستوحشم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.