پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی

غزلیات

۸۶۹ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۴۲۱ عنان دل به مژگان می‌توان داد
  2. شمارهٔ ۴۲۲ رشته وادی هجر تو گرم سر می‌داد
  3. شمارهٔ ۴۲۳ اشکم از بس کرده آب روی گل‌ها را زیاد
  4. شمارهٔ ۴۲۴ گلاب خون و عبیر غبار می طلبد
  5. شمارهٔ ۴۲۵ تذرو جلوه ات را دیده من آشیان زیبد
  6. شمارهٔ ۴۲۶ کجا بی‌کاوش دردی صد چاک می‌زیبد
  7. شمارهٔ ۴۲۷ قطره چون موج اضطراب افتد
  8. شمارهٔ ۴۲۸ ز تاب سنبلی صید ضعیفم در کمند افتد
  9. شمارهٔ ۴۲۹ آتشی نیست محبت که به ناپاک افتد
  10. شمارهٔ ۴۳۰ گلستان شو ز می تا نوبهار از چشم رنگ افتد
  11. شمارهٔ ۴۳۱ در دام تمنای تو گر بر سرم افتد
  12. شمارهٔ ۴۳۲ به لب هردم ز شادی شُکر این سودا نمی‌گنجد
  13. شمارهٔ ۴۳۳ سخنها بر زبان چون رشته ها بر سوزنی پیچید
  14. شمارهٔ ۴۳۴ دلم تا چند از شرم نگاهی مضطرب گردد
  15. شمارهٔ ۴۳۵ همای گرد مجنون تو پرواز آشیان گردد
  16. شمارهٔ ۴۳۶ گر دل شکند مهرت از او دور نگردد
  17. شمارهٔ ۴۳۷ عشق تو چراغ دل هر خام نگردد
  18. شمارهٔ ۴۳۸ با ذوق گریه از دل خوناب کم نگردد
  19. شمارهٔ ۴۳۹ اشکم از یاد لبت آب گهر می گردد
  20. شمارهٔ ۴۴۰ دل شکسته درستی پذیر می گردد
  21. شمارهٔ ۴۴۱ در آن وادی که سرعت خاک دامنگیر می‌گردد
  22. شمارهٔ ۴۴۲ چه شد گردیده‌ام حیران، لبم خاموش می‌گردد
  23. شمارهٔ ۴۴۳ عبث فضولی عقلم وکیل می گردد
  24. شمارهٔ ۴۴۴ ز شوخی مژه گر جام برنمی گردد
  25. شمارهٔ ۴۴۵ چه کرده‌ام که دگر بدگمان نمی‌گردد
  26. شمارهٔ ۴۴۶ اگر خاکستر پروانه ما توده می گردد
  27. شمارهٔ ۴۴۷ ز آهم خاطر منت گساران تازه می گردد
  28. شمارهٔ ۴۴۸ اگر عارض برافروزی شرر پروانه می گردد
  29. شمارهٔ ۴۴۹ خیال بت مرا بس در دل دیوانه می گردد
  30. شمارهٔ ۴۵۰ گردیده ام اسیر دوا یا علی مدد
  31. شمارهٔ ۴۵۱ مالک رقاب فتح و ظفر یا علی مدد
  32. شمارهٔ ۴۵۲ ز خون دل چه قدرها چمن حنا بندد
  33. شمارهٔ ۴۵۳ چو نیرنگ محبت چشم ارباب نظر بندد
  34. شمارهٔ ۴۵۴ دلی نسیم به عید بهار می بندد
  35. شمارهٔ ۴۵۵ ندیدم آن لب شیرین بخندد
  36. شمارهٔ ۴۵۶ گل ویرانه عاشق به روی آب می خندد
  37. شمارهٔ ۴۵۷ از تماشای رخت شام و سحر می خندد
  38. شمارهٔ ۴۵۸ دید در خواب که بر وضع جهان می خندد
  39. شمارهٔ ۴۵۹ میان مهربانی آنچنان بیگانه می خندد
  40. شمارهٔ ۴۶۰ دیوانه ما قحط خریدار پسندد
  41. شمارهٔ ۴۶۱ می گلگون ز مژگان سیاه یار می بارد
  42. شمارهٔ ۴۶۲ غبار عشقم از انجام من آغاز می بارد
  43. شمارهٔ ۴۶۳ پس از عمری به رویم گر نگاهی کرد جا دارد
  44. شمارهٔ ۴۶۴ بخت با ما سر جفا دارد
  45. شمارهٔ ۴۶۵ صدف گوهر چمن گل ابر باران دل وفا دارد
  46. شمارهٔ ۴۶۶ بهار می رسد و برگ عیشها دارد
  47. شمارهٔ ۴۶۷ در راه تو دل شتاب دارد
  48. شمارهٔ ۴۶۸ در دل خیال چشمش مست است و خواب دارد
  49. شمارهٔ ۴۶۹ از دل ما دلت خبر دارد
  50. شمارهٔ ۴۷۰ به جایی می‌رسد شوقی که الفت راهبر دارد
  51. شمارهٔ ۴۷۱ ز آهم هر طرف دل وحشتستان دگر دارد
  52. شمارهٔ ۴۷۲ جدا هر جلوه ای بینی ز سودای نظر دارد
  53. شمارهٔ ۴۷۳ شوق رازی است که اظهار در آتش دارد
  54. شمارهٔ ۴۷۴ خطی از هر سر مو محشر تابم دارد
  55. شمارهٔ ۴۷۵ گل خیال که در آب و آتشم دارد
  56. شمارهٔ ۴۷۶ ز استخوان ساخته صنعتگر قدرت درمی
  57. شمارهٔ ۴۷۷ چرخ به تسلیم پیشه دست ندارد
  58. شمارهٔ ۴۷۸ هر دل خبر از آینه دید ندارد
  59. شمارهٔ ۴۷۹ دلی کز غمش می به ساغر ندارد
  60. شمارهٔ ۴۸۰ نگاه خونی و مژگان تیغزن دارد

متن اشعار به نقل از گنجور.