پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۳

شوق رازی است که اظهار در آتش دارد

عشق خاری است که در گلزار در آتش دارد

داغ حسنم که ندانسته سپند از خاشاک

دل دیوانه و هشیار در آتش دارد

هر که پوشیده چو اخگر نظر از عالم برد

شعله را دیده بیدار در آتش دارد

عالم از گرمی بازار دل آتشکده ای است

عشق تنها نه خریدار در آتش دارد

نتوان سوخت برای دگران بی نسبت

کامجو را دل بیعار در آتش دارد

خلقی از شوق تو در آتش هم می سوزند

شمع پروانه و گل خار در آتش دارد

عشق تنها نه همین هستی ما سوزد اسیر

خار از این بادیه بسیار در آتش دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۵گل خیال که در آب و آتشم دارد
  2. شمارهٔ ۴۷۶ز استخوان ساخته صنعتگر قدرت درمی
  3. شمارهٔ ۴۷۷چرخ به تسلیم پیشه دست ندارد
  4. شمارهٔ ۴۷۸هر دل خبر از آینه دید ندارد
  5. شمارهٔ ۴۷۹دلی کز غمش می به ساغر ندارد
  6. شمارهٔ ۴۸۰نگاه خونی و مژگان تیغزن دارد
  7. شمارهٔ ۴۸۱نزاکت اینقدر نی برگ گل نی یاسمن دارد
  8. شمارهٔ ۴۸۲دل ما زخمی از مرهم ندارد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.