پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۸

هر دل خبر از آینه دید ندارد

هر ذره نسب نامه خورشید ندارد

ناکامی جاوید رسانید به کامم

نومیدیم از وصل تو نومید ندارد

تنهایی تنها نشود رهبر موری

کثرت خبر از عالم توحید ندارد

تنها نه غم خود غم یک قافله دارم

غارتزده جز حسرت جاوید ندارد

صاحبنظران چشم به راه دگرانند

صد قبله نما هست و یکی دید ندارد

در حیرتم از پرورش ابر مکافات

بر تاک خطا رفت و ثمر بید ندارد

همدرد اسیرم به تمنای تو عمری است

دارم ز تو روزی که شب عید ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۰نگاه خونی و مژگان تیغزن دارد
  2. شمارهٔ ۴۸۱نزاکت اینقدر نی برگ گل نی یاسمن دارد
  3. شمارهٔ ۴۸۲دل ما زخمی از مرهم ندارد
  4. شمارهٔ ۴۸۳بیدل چه سراید به خیالی که ندارد
  5. شمارهٔ ۴۸۴غبار عاشق اکسیر وفا در آستین دارد
  6. شمارهٔ ۴۸۵ز رنگین شیوه ها گلزار بلبل آفرین دارد
  7. شمارهٔ ۴۸۶به از درد او جان پناهی ندارد
  8. شمارهٔ ۴۸۷نگه در دیده اندام تو دارد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.