پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۶

به از درد او جان پناهی ندارد

ز تن منت برگ کاهی ندارد

هنر نیست در خون نشاندن دلی را

که سامان شبگیر آهی ندارد

نبینی به عمر ابد وادیی را

که تا خضر هم خضر راهی ندارد

به بزمی که رشکم کند پاسبانی

دلم از تو چشم نگاهی ندارد

نخواهد کسی از تو خون اسیری

که جز بیزبانی گواهی ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۸نه اشک است اینکه بی یاد تو در چشمم غلو دارد
  2. شمارهٔ ۴۸۹بوی گل و روی ماه دارد
  3. شمارهٔ ۴۹۰هر دل که غم همیشه دارد
  4. شمارهٔ ۴۹۱دل زخم که جان داغ که گل خار که دارد
  5. شمارهٔ ۴۹۲تغافل در نگه پنهان که دارد
  6. شمارهٔ ۴۹۳محبت در غم بیدردی آزادم نگه دارد
  7. شمارهٔ ۴۹۴زاهد از سبحه رشته ای دارد
  8. شمارهٔ ۴۹۵فقر هم خودنمایی ای دارد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.