پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۵

فقر هم خودنمایی ای دارد

بی نیازی گدایی ای دارد

دست کوتاه یاس را نازم

نارسایی رسایی ای دارد

برده کشتی شکسته ها به کنار

موج هم ناخدایی ای دارد

انتقامی است بیزبانها

عجز زور آزمایی ای دارد

گشت مطلب روا ز یأس اسیر

با دلم آشنایی ای دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۷شمع بزم تو دماغ از می شوخی دارد
  2. شمارهٔ ۴۹۸ز خود هم می گریزد راز پنهان کسی دارد
  3. شمارهٔ ۴۹۹ز ابر جلوه مهتاب تازگی دارد
  4. شمارهٔ ۵۰۰دل به یاد تو زهر چاک هلالی دارد
  5. شمارهٔ ۵۰۱گل پژمرده، رنگی غیر حسرت برنمی‌دارد
  6. شمارهٔ ۵۰۲به بزم شیخ و برهمن نشستنی دارد
  7. شمارهٔ ۵۰۳تماشای بهار عافیت گل چیدنی دارد
  8. شمارهٔ ۵۰۴دلم ز دانه ناکشته دامنی دارد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.