پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۳

تماشای بهار عافیت گل چیدنی دارد

اگر در خواب باشد روی مطلب دیدنی دارد

دل دریا دو نیم است از امید و بیم پنداری

ز جذر و مد نفس دزدیدنی بالیدنی دارد

ز شمع وگل بلای گریه رنج خنده می پرسی

گدا از بیزبانی هم غلط پرسیدنی دارد

نگشتی بوی گلشن دود گلخن می توانی شد

به هر رنگی که باشد در جهان گردیدنی دارد

به هر عنوان تسلی می دهد دل را اسیر او

خیال گریه چون زور آورد خندیدنی دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۵گر دست هوای تو به دلها نگذارد
  2. شمارهٔ ۵۰۶نه تنها صبر با کم آرزوی بیش نگذارد
  3. شمارهٔ ۵۰۷اگر بینش ز مژگان پر برآرد
  4. شمارهٔ ۵۰۸جذب نگهت جام می از تاک برآرد
  5. شمارهٔ ۵۰۹خواب اگر پی به سرگریه شبگیر آرد
  6. شمارهٔ ۵۱۰دلم وحشی شود رازش اگر لب بر زبان آرد
  7. شمارهٔ ۵۱۱مگو کشتن بلایی بر سر منصور می‌آرد
  8. شمارهٔ ۵۱۲کو قاصدی که نامه به باد صبا برد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.