پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۸

جذب نگهت جام می از تاک برآرد

گیرایی چشمت مژه از خاک برآرد

از گریه ما مستی چشم تو نظر باز

دستی به دعای سحری تاک برآرد

روح شهدا منصب پروانه بگیرند

روزی که شهید تو سر از خاک برآرد

بر دل چه امید آه که جولان اگر این است

گرد از سپه دیده نمناک برآرد

در خلوت خاموشی ما دود چراغی است

آن ناله که دود از دل افلاک برآرد

خلعت ز پرستاری مرهم نستاند

آن دل که سر از پیرهن چاک برآرد

برخاک اسیر تو گل ولاله حرام است

چیزی که برآید نظر پاک برآرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۰دلم وحشی شود رازش اگر لب بر زبان آرد
  2. شمارهٔ ۵۱۱مگو کشتن بلایی بر سر منصور می‌آرد
  3. شمارهٔ ۵۱۲کو قاصدی که نامه به باد صبا برد
  4. شمارهٔ ۵۱۳پروانه چراغ وفا پر کجا برد
  5. شمارهٔ ۵۱۴سودای تو ما را به تمنای دگر برد
  6. شمارهٔ ۵۱۵رنگی که حسن از دل نومید می برد
  7. شمارهٔ ۵۱۶کلفت زخاطرم دل بیدار می برد
  8. شمارهٔ ۵۱۷خط رسید آن چشم و آن ابرو همان دل می‌برد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.