پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۷

اگر بینش ز مژگان پر برآرد

سر از کار جنون کمتر برآرد

اگر نیستان برد از بحر دل آب

چمن جای ثمر گوهر برآرد

قدم در چشم گلشن رنجه فرمای

که جای سبزه مژگان سر برآرد

هوا پروانه باشد باغ دل را

به جای سبزه بال و پر برآرد

شود غواص بحر دیده گر دل

صدف جای گهر اخگر برآرد

چو مژگان حسرت طرف کلاهی

ز آغوش نگاهم سر برآرد

ز پرواز دل مجنون عجب نیست

اگر نقش پیش هم پر برآرد

چه خواهد شد اسیر از باغ همت

به کام دل صفیری گر برآرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۹خواب اگر پی به سرگریه شبگیر آرد
  2. شمارهٔ ۵۱۰دلم وحشی شود رازش اگر لب بر زبان آرد
  3. شمارهٔ ۵۱۱مگو کشتن بلایی بر سر منصور می‌آرد
  4. شمارهٔ ۵۱۲کو قاصدی که نامه به باد صبا برد
  5. شمارهٔ ۵۱۳پروانه چراغ وفا پر کجا برد
  6. شمارهٔ ۵۱۴سودای تو ما را به تمنای دگر برد
  7. شمارهٔ ۵۱۵رنگی که حسن از دل نومید می برد
  8. شمارهٔ ۵۱۶کلفت زخاطرم دل بیدار می برد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.