پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۳

پروانه چراغ وفا پر کجا برد

هرکس که گشت گرد سری سرکجا برد

زنجیر موج باده شوریدگی بس است

دیوانه تو شیشه و ساغر کجا برد

عهد تو هرزه درد سر ناز می دهد

آیینه شکسته سکندر کجا برد

خار ره تو منت دریا نمی کشد

جوهر شناس آبله گوهر کجا برد

دام فنا قلمرو آسودگی بس است

چون گل شکار زخم تو بستر کجا برد؟

یک نامه برد ناله و گردم به باد داد

در حیرتم که نامه دیگر کجا برد

ممنون چاره نیست دل بیقرار ما

دریای اضطراب شناور کجا برد

راه از تو منزل از تو و آوارگی ز تو

گم گشته دیار تو ره بر کجا برد؟

پرواز شوق گرمتر از بال آتش است

غمنامه اسیر کبوتر کجا برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۵رنگی که حسن از دل نومید می برد
  2. شمارهٔ ۵۱۶کلفت زخاطرم دل بیدار می برد
  3. شمارهٔ ۵۱۷خط رسید آن چشم و آن ابرو همان دل می‌برد
  4. شمارهٔ ۵۱۸از من و بلبل صبا صبر و تحمل می برد
  5. شمارهٔ ۵۱۹چنگ دل از نغمه‌ای نی از نوایی می‌برد
  6. شمارهٔ ۵۲۰کی دل کلید راز به دست زبان سپرد
  7. شمارهٔ ۵۲۱بسکه دارم به دل محبت درد
  8. شمارهٔ ۵۲۲کی قیامت در نظر با این تماشا بگذرد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.