پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۲

کی قیامت در نظر با این تماشا بگذرد

از طراوت چشم تر جوشد به هر جا بگذرد

گر نباشد مانع نظاره شرم روی دوست

یک سر مژگان نگاهم از تماشا بگذرد

با غبار خاطرم گر آشنا گردد نسیم

موج نتواند سبک از روی دریا بگذرد

ابرکشت شعله دهقان پر پروانه است

می گدازد برق اگر بر حاصل ما بگذرد

عالم الفت تماشاخانه آمیزش است

می‌توان دیدن غباری گر ز دل‌ها بگذرد

سبزه‌ای کز خاک مشتاق وفا روید اسیر

روز اول یک سر و گردن ز مینا بگذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۴یاد چشمت سرگران تا چند از دل بگذرد
  2. شمارهٔ ۵۲۵گر آسمان زکینه دیرینه بگذرد
  3. شمارهٔ ۵۲۶نه همین گرد ره شوق ز صرصر گذرد
  4. شمارهٔ ۵۲۷در دلم یاد یار می گذرد
  5. شمارهٔ ۵۲۸کسی که در دل خود از نیاز می‌گذرد
  6. شمارهٔ ۵۲۹آفتی وام می توانم کرد
  7. شمارهٔ ۵۳۰ترک غمت از کشتن و بستن نتوان کرد
  8. شمارهٔ ۵۳۱رخی از باده رخشان می توان کرد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.