پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۴

یاد چشمت سرگران تا چند از دل بگذرد

تا کی این صیاد مست از صید غافل بگذرد

سبزه زنجیر می روید ز صحرای جنون

سیر دارد گر نسیمی بی سلاسل بگذرد

موج را بیدست و پا تر می نماید اضطراب

کشتی بی لنگران از بحر مشکل بگذرد

بی نیازیهای دهقان خانه سوز آفت است

میگدازد برق را هرکس ز حاصل بگذرد

کشتی دریای عاشق را حباب وحشت است

آب می گردد اگر از یاد ساحل بگذرد

پاک شو ز آلودگیها در ره تنگ عدم

از گهر چون رشته ای تر گشت مشکل بگذرد

کشت بی برگی است برقش دشتبانی می کند

آفت از دست توکل دست بر دل بگذرد

شوق را نازم چه پروا دارم از واماندگی

منزل از همراهی کامم ز منزل بگذرد

صبح خندان می شود بر روی تیغ آفتاب

کاملی باید که از تقصیر جاهل بگذرد

قطره ما از خیال بحر طوفان است اسیر

مایه سیل است هر اشکی که از دل بگذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۶نه همین گرد ره شوق ز صرصر گذرد
  2. شمارهٔ ۵۲۷در دلم یاد یار می گذرد
  3. شمارهٔ ۵۲۸کسی که در دل خود از نیاز می‌گذرد
  4. شمارهٔ ۵۲۹آفتی وام می توانم کرد
  5. شمارهٔ ۵۳۰ترک غمت از کشتن و بستن نتوان کرد
  6. شمارهٔ ۵۳۱رخی از باده رخشان می توان کرد
  7. شمارهٔ ۵۳۲گریبان رشک گلشن می توان کرد
  8. شمارهٔ ۵۳۳وفا با خاکساری می توان کرد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.