پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۵

گر آسمان زکینه دیرینه بگذرد

موج صفای سنگ ز آیینه بگذرد

گر از پل شکسته ز دریا توان گذشت

مخمور هم ز می شب آدینه بگذرد

دشمن به خون خویش تپد در سرای خویش

اما به شرط آنکه دل از کینه بگذرد

گردد چراغ خلوت دلهای قدسیان

آهی که از مصاحبت سینه بگذرد

گیرد جهان ز جوهر تجرید اسیر عشق

چون شعله گر ز خرقه پشمینه بگذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۷در دلم یاد یار می گذرد
  2. شمارهٔ ۵۲۸کسی که در دل خود از نیاز می‌گذرد
  3. شمارهٔ ۵۲۹آفتی وام می توانم کرد
  4. شمارهٔ ۵۳۰ترک غمت از کشتن و بستن نتوان کرد
  5. شمارهٔ ۵۳۱رخی از باده رخشان می توان کرد
  6. شمارهٔ ۵۳۲گریبان رشک گلشن می توان کرد
  7. شمارهٔ ۵۳۳وفا با خاکساری می توان کرد
  8. شمارهٔ ۵۳۴هشیاریم از یاد تو بیهوش برآورد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.