پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۰

ترک غمت از کشتن و بستن نتوان کرد

این توبه به امید شکستن نتوان کرد

هر سایه مژگان تو صیاد غزالی است

در دیده ما سرمه جستن نتوان کرد

برخاسته اشکم به صف آرایی مژگان

در بزم تو تکلیف نشستن نتوان کرد

تا زهد اسیر تو قدح نوش برآمد

جز زمزمه توبه شکستن نتوان کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۲گریبان رشک گلشن می توان کرد
  2. شمارهٔ ۵۳۳وفا با خاکساری می توان کرد
  3. شمارهٔ ۵۳۴هشیاریم از یاد تو بیهوش برآورد
  4. شمارهٔ ۵۳۵دلی کجاست که سامان عیش ما گیرد
  5. شمارهٔ ۵۳۶زبان ناله پر از شوخی تحریر می گیرد
  6. شمارهٔ ۵۳۷ز اشکم غنچه در هرجا گلاب رنگ می‌گیرد
  7. شمارهٔ ۵۳۸وفا به مهر و عداوت به کین نمی‌ارزد
  8. شمارهٔ ۵۳۹سررشته جنون ره اهل هوس نزد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.