پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۴

هشیاریم از یاد تو بیهوش برآورد

بیهوشیم از خویش قدح نوش برآورد

هر جا که تماشای رخت باغ نظر شد

حیرت چقدر گل که ز آغوش برآورد

در دیده صاحبنظران موج غبار است

سروی که سر از گلشن آغوش برآورد

پنهان ز اسیر تو شبی جام گرفتم

خوش زمزمه ها از لب خاموش برآورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۶زبان ناله پر از شوخی تحریر می گیرد
  2. شمارهٔ ۵۳۷ز اشکم غنچه در هرجا گلاب رنگ می‌گیرد
  3. شمارهٔ ۵۳۸وفا به مهر و عداوت به کین نمی‌ارزد
  4. شمارهٔ ۵۳۹سررشته جنون ره اهل هوس نزد
  5. شمارهٔ ۵۴۰نیم داغ گلی تا هر دو رویم یک هوا سوزد
  6. شمارهٔ ۵۴۱دل رمیده به صد آب و تاب می سوزد
  7. شمارهٔ ۵۴۲نه همین نامه چو شمع از خبرم می سوزد
  8. شمارهٔ ۵۴۳جنون هر لحظه چون تاکم به تارک خاک می‌ریزد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.