پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۳

جنون هر لحظه چون تاکم به تارک خاک می‌ریزد

محبت در دلم چون غنچه رنگ چاک می‌ریزد

سرم بادا حباب جوی شمشیر جفاکیشی

که آب خضرش از سرچشمه فتراک می‌ریزد

خرامی گر به گلشن مست با این حسن عالم‌سوز

به هرسو آفتابی چون خزان تاک می‌ریزد

دهد چون ساغر می لاله بی‌داغ در صحرا

چو در جولان عرق ز آن روی آتشناک می‌ریزد

چنان از درد هجران تو می‌نالد اسیر امشب

که اختر جای اشک از دیده افلاک می‌ریزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۵دیوانه او غیر تحمل نشناسد
  2. شمارهٔ ۵۴۶جان سختی دلم را بیداد می شناسد
  3. شمارهٔ ۵۴۷گریختم که به گرد ره تو کس نرسد
  4. شمارهٔ ۵۴۸گذشته ایم ز سر تا به نقش پا چه رسد
  5. شمارهٔ ۵۴۹جایی که حکم ناله شبگیر می رسد
  6. شمارهٔ ۵۵۰شوق ره گم کرده‌ای از وادیِ دل می‌رسد
  7. شمارهٔ ۵۵۱دل اگر گم شده دلدار سلامت باشد
  8. شمارهٔ ۵۵۲کسی که داغ جنونش طراز سر باشد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.